تبليغاتX
عزیزم سارا

 

تفاوت واقعی بهشت و جهنم

فردي از پروردگار درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذيرفت . او را وارد اتاقي نمود كه جمعي از مردم در اطراف يك ديگ بزرگ غذا نشسته بودند . همه گرسنه،نا اميد و در عذاب بودند. هركدام قاشقي داشت كه به ديگ ميرسيد ولي دسته قاشقها بلند تر از بازوي آنها بود،بطوريكه نميتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب انها وحشتناك بود. آنگاه خداوند گفت : اكنون بهشت را به تو نشان ميدهم. او به اتاق ديگري كه درست مانند اولي بود وارد شد. ديگ غذا ، جمعي از مردم ، همان قاشقهاي دسته بلند . ولي در آنجا همه شاد و سير بودند. آن مرد گفت : نمي فهمم ؟ چرا مردم در اينجا شادند در حالي كه در اتاق ديگر بدبخت هستند ، با آنكه همه چيزشان يكسان است ؟
خداوند تبسمي كرد و گفت: خيلي ساده است ، در اينجا آنها ياد گرفته اند كه يكديگر را تغذيه كنند . هر كسي با قاشقش غذا در دهان ديگري ميگذارد، چون ايمان دارد كسي هست در دهانش غذايي بگذارد

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 17:52 |
    
+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 17:50 |
             

در تمام عمرت چشمهایی هستند که به تو خیره شده اندو لحظه ای رهایت نمی کنند.همیشه و هر جا با تو اند.........

کاش می شد جایی بروم که هیچ چشمی نباشد تا نگاهم کند.جایی که فقط من باشم .من که چشمهایم بسته است.من که با دستهایم عاشق می شوم...........

تمام عمرت تو را زیر نظر دارند.حرکاتت را حرفهایت را نوشته هایت را و حتی خصوصی ترین فکرهایت را نقد می کنند.از تو هیولایی می سازند که به تو هیچ شباهتی ندارد.از تو چیزی می سازند که دروغ محض است.......................

دوستشان دارم و برای همین ارزو می کنم کاش می توانستم چشمهایشان را ببندم و دهانشان را برای همیشه از انها بگیرم.دوستشان دارم برای همین دلم می خواهد جمجمه یشان را انقدر در دستهایم بفشارم کحه ان فکرهای لعنتی ازذهنشان خارج شود.

دستت را به من بده.................حالا خوب می فهمی که چه می گویم.که چه حس می کنم........تو هم با دستهایت عاشق شو............عاشق اسمانی که دیگر نمیبینی اش.اما زیباست.......و تو زیبایی را با دستهایت حس خواهی کرد............دستهایت را به صورت ماه بکش...................بگذار ستاره ها دستانت را بمکند..............

تو بزرگ تر از انی که با چشم دیده شوی .

                            

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 10:6 |
+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 12:40 |
   من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم:                                                       درعصرهای انتظار،به  حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا خواهی دید بابغضی کویری که غرق عصاره ی انتظار پشت دیوار غم هایم نشسته ام

                  

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه پنجم فروردین 1386 و ساعت 12:31 |
چند تا جک بگم حال کنید اصفهانيه يه موز ميخوره تا يه هفته دستشويي نميره پدر عروس اصفهاني به مادر عروس: يارو اومده‌س، ديده‌س، پسنديده‌س، برداشته برده‌س، خورده‌س، مالونده‌س، چلونده‌س، زده‌س پكونده‌س، حالا آورده ميگه: پاره‌س يه روز يه آلماني و يه تهراني و يه اصفهاني مي افتند تو دريا نهنگه مياد آلمانيه و تهرانيه را ميخوره ازش ميپرسند پس چرا اصفهاني را نخوردي ميگه آخه دو سال پيش يه اصفهاني خوردم تا حالا اسهالم یه لره میاد تهران ، میبینه همه آستین کوتاه پوشیدن . میگه : اِ ، پس اینا دماغشونو با چی پاک میکنن؟ يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکی اومد گفت : خر چند؟/ ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!! يارو گفت : کی با تو بود؟! با اين غازه بودمند؟!
+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در پنجشنبه دوم فروردین 1386 و ساعت 18:43 |

 

دا باید جون باشه

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 17:24 |

بین دوراهی موندم تو کوچه های غربت انگار که نا نداره پاهام برای حرکت می نویسم رو دیوار از درد این غریبی از اون روزای رفته، روزای ناشکیبی از بوی خوب گلها تو باغچه محبت از زخم کهنه دل تو روزگار غربت از سرزمین غمها نامه برات نوشتم تا که تو هم بدونی چی شده سرنوشتم

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 16:54 |
 در ويندوز XP طرح هاي صداي زيبايي وجود دارد. اما به به طور پيش فرض Load نشده اند.به همين دليل اولين كاري كه بعد از نصب ويندوز انجام مي دهيد اين است كه اين فايل ها را Load كنيد. براي انجام آن، به Control Panel رفته، Sounds And Audio Devices و سپس گزينه Sounds را انتخاب كنيد. در پنجره اي كه باز مي شود، براي عنوان Sound Scheme، گزينه Windows Default را انتخاب كنيد. ويندوز از شما خواهد پرسيد كه آيا مي خواهيد طرح قبل را ذخيره كنيد يا نه؟ متوجه هستيد كه سوال بسيار نا به جايي است. چون قبلا چيزي Load نشده بود. بنابراين NO را انتخاب كرده، روي OK كليك كنيد و از پنجره خارج شويد. iritn.com
+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در جمعه سیزدهم بهمن 1385 و ساعت 18:36 |
ممکنه تا حالا قصد روشن کردن کامپیوتر خودتون رو در تاریخ و زمان دلخواه خودتون داشته اید . ولی نمی دونستید که چنین امکانی رو در کامپیوترتون دارید. اگه قصد چنین کاری رو دارید نکته امروز رو مطالعه کنید.

وقتی کامپیوتر خودتون رو روشن می کنید دکمه Delete  رو بزنید تا وارد محیط  setup کامپیوتر خودتون بشید( بعضی از کامپیوتر ها - مادر بردهای GenX با دکمه F4 به محیط setup وارد می شن)

گزینه power management setup  رو انتخاب کنید.

گزینه pwron/Resume by alarm  رو انتخاب کنید .و از حالت غیر فعال به حالت فعال تغییر بدید.

گزینه date alarm  در زیر فعال میشه و می تونین تاریخ رو وارد کنید. زمان رو هم می تونید با گزینه Time alarm انتخاب کنید .

دکمه F10 رو بزنید تا تغییرات داده شده ثبت بشن.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این نکته رو  با کمی تاخیر یادداشت کردم . تاخیر من رو ببخشید .بحث  انتخابات کاملاً فرصتم رو ازم گرفته بود. تازه از قرنطینه آزاد شدم .

یه موقع دوستان درسشون رو حذف نکنن .

خوب دوستا در پناه حق

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در جمعه سیزدهم بهمن 1385 و ساعت 18:31 |
سکوت ادمی سرشار از ناگفته هاست..............

ادمی را داتنگیهاست

بادترانه میخواند

را رویاهایش

اسمان پر ستاره نادیده میگیرد

و هر دانه ی برفی

میماند

میامنداشکی نریخته به

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان

و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو و من

 

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت 18:20 |
هميشه توي زندگيت دنبال کسي بگرد که واسه جا شدن توي دلش نخواهي خودت رو کوچيک کني.. عشق مانند ساعت شني است همانطور که قلب را پر ميکند عقل را خالي ميکند

                            

هست ان نيست كه هر لحظه كنارت باشد....هست ان است كه هر لحظه به يادت باشد

اگر عاشق عشقت هستي رهايش كن . اگه قسمت تو باشه برميگرده. اگه هم برنگشت بدون كه از اول مال تو نبوده و بهتر كه رفت

 هميشه توي زندگيت دنبال کسي بگرد که واسه جا شدن توي دلش نخواهي خودت رو کوچيک کني.. عشق مانند ساعت شني است همانطور که قلب را پر ميکند عقل را خالي ميکند

سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

 

 

 

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت 18:10 |
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد


ديدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود. انگار خودش نبود عاشق شده بود. افتاد.شکست . زير باران پوسيد آدم که نکشته بود . عاشق شده بود


قلبت را خالي نگه دار اگر هم روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد به او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم .

.سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد، تندیسی زیبا نخواهد شد؛ از زخم تیشه خسته نشو که وجودت شایسته تندیسی زیباست. زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم

اگه تنها بودی و تو تنهاییت احساس کردی که تنها بنده تنها، فقط تویی... ناراحت نباش چون یکی رو داری که خودش تنهاست اما هیچوقت تنهایی رو برای بنده هاش نمیخواد ....به اون رجوع کن میبینی که تنها نیستی


توي زندون قلبت اينقدر شلوغ مي کنم و زنداني ها رو اذيت ميکنم تا مجبور بشي منو بندازي توي انفرادي قلبت

مي دوني علت كسوف و خسوف چيه ؟ ماه و خورشيد براي ديدنت دعوا مي كنن

كره خره به مامانش ميگه مامان چرا هميشه سرمون پايينه؟ مامانه ميگه اي مادر، اين تركا كه برا ما آبرو نزاشتن


+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در سه شنبه بیست و ششم دی 1385 و ساعت 18:41 |
خوب حالا چند تا جک اگه بگم باحال شاید خوب باشه

۱عشق يعني زندگي را باختن، چند سالي را بي دليل

 با هر الاغي ساختن

۲دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم

رشتيه صبح پا مي شه مي بينه زيرش چهار تا آجر گذاشتن زنشو بردن

يه روز يه مادره توي اتوبوس داشته بچه اش را شير ميداده بعد بچه هه نمي خورده مادره ميگه اگه شير نخوري ميدمش آقاهه بخوره ها بعداز چند ايستگاه كه مي گذره تركه مي گه خانم اگه مي خواي بدي بخوريم بده و الا پياده شيم

در دفعه های بعدی جک های زیادی میگم فعلا در پناه حق

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 11:12 |
خوب حالا چند تا جک اگه بگم باحال شاید خوب باشه

۱عشق يعني زندگي را باختن، چند سالي را بي دليل

 با هر الاغي ساختن

۲دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم

رشتيه صبح پا مي شه مي بينه زيرش چهار تا آجر گذاشتن زنشو بردن

يه روز يه مادره توي اتوبوس داشته بچه اش را شير ميداده بعد بچه هه نمي خورده مادره ميگه اگه شير نخوري ميدمش آقاهه بخوره ها بعداز چند ايستگاه كه مي گذره تركه مي گه خانم اگه مي خواي بدي بخوريم بده و الا پياده شيم

در دفعه های بعدی جک های زیادی میگم فعلا در پناه حق

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 11:9 |
                     

                                                                         اي عشق من . . . من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه محصور وجود من در اين خلوت خاموش سکوت اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم مي شکنم تک و تنها به خدا مي شکنم.......... مي شکنم مي شکنم مي شکنم

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 10:53 |
تو رو همچون بوي خوش گلها دوست دارم حميدم
سلام به تو به تويي كه نمي دونم كي هستي اما تويي كه شايد مثل همه يا دل شكسته يا دل به دست اورده باشي منم مثل تو يه روزي وب لاگ داشتم اما چي شد؟ منو عشقم وقتي ديديم همه چي دست خداست وقتي ديديم تو اين دنياي اجباري كه به قول عشقم همه چي اجبار : گفتيم اگه ما مال هم باشيم به هم مي رسيم پس بذاريم جدا از هم باشيم كه اگه يه روزي روزگار مارو از هم جدا كرد هر دو مون تباه نشيم الان دو روز گذشته و من داغونه داغونم
اين كه چيزي نيست يه سرمم بهم وصل شايد بهم بخندي اما من و اون دلداده ي هميم
ازت مي خوام كه نه به خاطر من و عشقم و به خاطر ادماي ديگه كه همشون يه لبخند از خدان متني كه نوشتم رو تو وبت نگه داري و به دوستاتم بدي تا شايد يه كي .................
کمکم کن گلم
+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 16:27 |

خدايا  گر تو درد عاشقی را ميکشيدی

                    تو هم زهر جدايی رو به تلخی ميچشيدی

                     اگر چون من به مرگ آرزوها ميرسيدی

       پشيمون ميشدی از اينکه عشق رو آفريدی 

                                    پشيمون ميشدی از اينکه عشق رو آفريدی 

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در دوشنبه هجدهم دی 1385 و ساعت 18:2 |
                       

                        

                              

 آن روز كه بي صدا در غروب دلتنگي ام سفر كردي

        من كاسه اي از اشك چشمانم را بدرقه راهت كردم .

     

 

     آن روز كه ساك سفرت را برداشتي ،من پنهاني در جيب كوچكت  گلسرخي را گذاشتم تا اگر چشمت

به آن افتاد به رسم طبيعت در بهار برگردي.

 

من هنوز منتظرم ،منتظر تا با دلي صاف و ساده وقلبي روشن برگردي و بداني محبت سرايي نداردو

بداني آنجا كه دل آدم آنجاست همان جا محبت هم هست.

 

 

كاش بهار به قلب من سري مي زد . كاش دستي لبريز از محبت غبار غم را از پنجره دلم مي زدود.

 

كاش سادگي ، يكرنگي و صداقت در وجودم موج مي زد، پس چرا باور نكردي؟

 

خاطرم هنوز هم با عطر ياد تو معطر است.

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در دوشنبه هجدهم دی 1385 و ساعت 17:52 |
 

سلام گلم سارا امیدوارم خوب باشی به انداه تمام دنیا دوست دارم

گلم سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا سارا ساراسارا دوست دارم

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 17:7 |

من طاقتم داره تموم میشه.چقدر دلم برات تنگ شده
دلم
اما من دنیا حسابی مارو دور خودش دوونده.صبرم زیاده اما عمری دیگه نمونده
برام سخته.خیلی هم سخته
اما باید بگم
خداحافظ زیباترین لحظه های زندگی من.خداحافظ خاطرات من
خداحافظ برای همیشه

بنیتانتسی/کئساراه نام تنها مونس شبهای تنهایی

بنیتانتسی/کئساراه نام تنها مونس شبهای تنهایی

دلم می خواست من باشمو تو با خوشا به حال لک لکا

اما

دلم می خواست من باشمو تو با خوشا به حال لک لکا

اما
+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 17:3 |
                                                   

 منم یه دختر خیلی پرو رو دوست دارم

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 16:59 |
                                        کجایيکجایي اي يار قديمي اي يار قديمي          ديگه نيستي تا ببيني

ببيني دلم شکسته              جاي تو غربت نشسته

مگه قول نداده بودي         يه عمری پيشم بموني

اين رسم وفا نيست   دل  شکستن که گنا نیست

اما تو دل نه شکستي              زدي قلبمو شکستي

نمی خوام بگم بمونی             اینو گفتم تا بدونی

رنگین کمانه من یه رنگه            زندگی بی تویه رنجه

دردی که دارو نداره             به تو مرهمی نداره

مرهم قلبهای خسته جای              تو غربت نشسته

یادت باشه رنگین کمان پاداشه کسی

است که تا آخرین قطر زیر بارون بمونه        

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 16:53 |
برگي از دفتر شعرم: بازي روزگار را نمي فهمم! من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم
+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 16:33 |
هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان نکن
+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 16:32 |
اگه نصفه شب ديدي يه آدم قد کوتاه وچاق اومد تو اتاقت وانداختت تو يه کيسه چرمي و بردت اصلا نگران نشو چون ممکنه کسي تو رو از بابانول آرزو کرده باشه
+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در یکشنبه سوم دی 1385 و ساعت 16:26 |
اقا اين شركت مخابرات فقط بلده زد حال به ما جوانان بزنه همين ولي ما بچه هاي ايران زرنگ تر اقا اگه رفتين تو يه سايت گفت دسترسي امكان ندارد اين مشكل نداره برو تواين سايت هرچي ذلت خواست بنويس از فيلتر هاي ايران رد ميشه

work-pro.net

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 16:37 |
با عرض سلام بر همگي اميدوارم حالتون خوب باشد با زيداتون توپ باشيد كلكا تا حالا چنذ تا زيد پيدا كردين

+ نوشته شده توسط حمیدسالاروند در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 16:28 |

:آدرس سایت فیلتر شده
:نوع فیلتر